افزایش اعتماد به نفس کودکان
اعتماد به نفس (Self – esteem) زره و سلاح کودک در مقابله با دنیای خارج و دست و پنجه نرم کردن او با مسائل و مشکلات آن است. کودکانی که احساس خوبی نسبت به خود دارند، در برخورد و مبارزه با تعارضات و فشارهای منفی موفق ترند. آنها به سهولت لبخند زده و از زندگی لذت می برند. این کودکان واقع گرا و خوش بین هستد. در مقابل، کودکانی که اعتماد به نفس کمتری دارند، مقابله با مسائل و مشکلات، منبع اصلی و عظیم اضطراب و ناکامی آنهاست.
یکی از عوامل مهم در رشد شخصیت کودکان، پرورش حسن اعتماد به نفس در ایشان است. برای این که کودکان و نوجوانان بتوانند از حداکثر ظرفیت ذهنی و توانمندیهای بالقوه خود بهرهمند شوند، باید بتوانند نسبت به خود خوشبین و نسبت به محیط اطراف دارای احساس توانایی بوده از انگیزههای قوی برای تلاش برخوردار باشند و به یک کلام اینکه باید از حس اعتماد به نفس برخوردار شوند. بیشتر صاحب نظران از اعتماد به نفس به عنوان یک نکتهی کلیدی که میتواند اغلب جنبههای زندگی انسان را تحت تاثیر قرار دهد یاد میکنند. اگر والدین تمام تلاش خود را برای رشد و پرورش اعتماد به نفس در کودکان به کار ببرند، بهترین فرصت ممکن را برای رشد و تکامل استعدادهای بالقوهی آنان مهیا کردهاند.
اعتماد به نفس یعنی اعتماد به خود، باور داشتن استعدادها و تواناییهایی خود برای یادگرفتن و پیشرفت کردن.
کسانی که اعتماد به نفس ضعیفی دارند، تصمیمگیری برایشان دشوار است؛ اغلب نمی دانند در زندگی چه می خواهند و به سختی با دیگران ارتباط برقرار می کنند. کودکانی که اعتماد به نفس بیشتری دارند، با بهرهگیری از استعداد و خلاقیت خود به ابراز وجود می پردازند و به راحـتی تحت تاثیر قرار نمی گیرند.
یکی از عوامل موثر در ایجاد اعتماد به نفس برخورداری از روابط خوب در دوران کودکی است زیرا در این زمان است که بذرهای اعتماد به نفس در وجود انسان کاشته می شود.
وجود اعتماد به نفس در پدر و مادر بیشتر از آموزش مستقیم آن به کودکانشان موثر است. اعتماد به نفس خصوصیتی اکتسابی است. این خصوصیت از طریق وراثت به کودکان انتقال نمی یابد؛ ما به عنوان والدین نقشی اساسی در روند شکلگیری این خصوصیت در فرزندانمان داریم.
مهم:مشاوره آنلاین

کودکانی که تصویرخوشایندی از خود ندارند و خود را ضعیف و ناتوان می پندارند، اوقات سختی در رویارویی با مسائل و مشکلات خواهند داشت. اگر آنان اسیر افکار خود انتقادی مانند «من خوب نیستم» یا «من نمی توانم هیچ کاری را درست انجام دهم» شوند، یقینا به افرادی مطیع، منفعل، منزوی و یا افسرده تبدیل خواهند شد و به محض مواجهه با مسئله ای جدید، پاسخ آنها به سرعت «نمی توانم» است. بهتر است بدانید، نقش شما به عنوان والدین کودک، در ایجاد و تقویت «اعتماد به نفس» در فرزندانتان اهمیت زیادی دارد.
همه والدین میخواهند فرزندی موفق و پیروز داشته باشند. یکی از مشخصههای یک فرد موفق، اعتمادبهنفس بالای او است، اما با عمل به کدام راهکار میتوان کودکی با اعتمادبهنفس بالا تربیت کرد؟
گاهی والدین، برای شانه خالی کردن از مسوولیت پیشرفت و موفقیت کودک، به او، برچسب میزنند؛ مانند «عین عموش، بیاستعداده»، «من هم توی مدرسه، ورزشم ضعیف بود» و «تو هم مثله برادرت، هیچی نمیشی».
باید بدانیم که هر انسانی، با ظرفیتها و استعدادهای خاص خودش، متولد میشود و پیدا کردن این استعدادها، شناساندن آن به کودک و پرورش آنها، از وظایف همه والدین است.
زمانی که کودک پس از تلاشهای پی در پی و ناموفق، قادر به بردن قاشق به دهان می شود، یک حس توانستن را تجربه می کند؛ مفهوم موفقیت درپی تلاشهای پی در پی.
همچنان که کودک تلاش می کند، شکست می خورد در باره توانمندیهای خود به باورهایی می رسد و در همان زمان، بر اساس تعاملاتش با سایر افراد، در حال شکل دادن افکاری در باره «خودش» می شود.
این همان عاملی است که نقش کلیدی والدین را در کمک به شکل گیری سالم و درست «ادراک از خود» کودک نشان می دهد. اعتماد به نفس همچنین می تواند به عنوان ترکیبی از احساس قابلیت و احساس عشق و محبت تعریف شود. کودکی که با موفقیت هایش شاد است، اما عشق را احساس نمی کند، نهایتا ممکن است احساس اعتماد به نفس کمتری را تجربه کند. کودکی که مورد محبت واقع می شود، اما در رابطه با توانمندی هایش مردد است نیز ممکن است پنداره ضعیفی از خود داشته باشد. اعتماد به نفس زمانی حاصل می شود که بین این دو، یک تعادل درست حاصل شود.
با اعتماد بهنفس کیست؟
کسی که خود را دوست دارد و برای خود، احترام قائل است. او کسی است که در راستای برآورده کردن آرزوها و خواستههای خود، قدم برمیدارد، نه در راستای برآورده کردن آرزوی دیگران، حتی والدینش! همکلاسیها و دوستان کودک با اعتمادبهنفس، بهخاطر رفتارش، به او و خواستههایش احترام میگذارند.
تحسین کردن تلاش کودک از کاری که کرده، مهمتر است.
مهم نیست گل زده یا توپ را به بیرون از دروازه شوت کرده؛ کودک شما نباید از تلاشهایش شرمنده باشد. پیکهارت میگوید: تلاش سخت و مداوم اعتماد به نفس بیشتری در آنها به وجود میآورد تا موفقیتهای گاهبهگاه.
مهم:کتاب هیپنوتیزم بالینی

برای بهتر شدن، آنها را به تمرین بیشتر تشویق کنید
پیکهارت عنوان میکند: کودک خود را تشویق کنید برای کاری که دوست دارد زمان صرف کند. وقتی در انجام کارهایشان پیشرفت میکنند، اعتماد به نفس بیشتری در مورد تواناییها و قابلیتهای در حال رشدشان به دست میآورند.
بین فعالیتهای عملی مثل ساختن ربات و کارهایی مثل راه انداختن یک گروه موسیقی جدید تمایز قائل نشوید. ترجیح دادن برخی فعالیتها نسبت به سایرین، باعث میشود کودکان حس کنند علائقشان مهم نیست.
بگذارید راه حل مشکلات را خودشان پیدا کنند
اگر برای انجام کارهای سخت فرزندتان وارد عمل شوید، آنها هرگز توانایی یا اعتماد لازم برای حل مشکلات را پیدا نمیکنند. اعتماد به نفس از کمک به خود و حل مسائل توسط خود کودک نشات میگیرد. بنابراین کمک والدین مانع شکلگیری این اعتماد میشود. به بیان دیگر، بهتر است کودک شما چند نمره B و C بگیرد به جای این که همیشه A بگیرد؛ تا وقتی واقعا یاد بگیرد چه طور مسائل را حل کند و کارهایش را خودش انجام دهد.
به کودکان کمک کنید دریابند با هر کسی نباید دوست شد
این یکی از باورهای کلیدی یک کودک با اعتماد به نفس است: « اگر یک رابطه دوستی خوب از آب در نیامد، دلیلی ندارد رابطههای دیگر خوب نباشند، چون من میتوانم دوستان خوبی پیدا کنم و در رابطههای دوستی موفق باشم. این نکتهای است که آپتر در کتاب « کودک با اعتماد به نفس: پرورش کودکانی که به خودشان باور دارند» بر آن تاکید میکند.
به خاطر داشته باشید فرض بر این نیست که همه، کودک ما را دوست دارند و می خواهند با او دوست باشند، بلکه این است که کودک با برخی کنار میآید و با برخی نه. مسئلهای نیست اگر یک رابطه دوستی به سرانجام نرسید.
کنجاوی کودکان را تقویت کنید
سیل بیامان سوالات یک کودک گاهی میتواند خستهکننده باشد، اما پل هریس از دانشگاه هاروارد میگوید: این برای رشد کودک حیاتی است. هریس که در زمینه روانشناسی رشد مطالعه میکند در گفتوگو با گاردین ادامه میدهد: کودکان ابتدا باید درک کنند چیزهایی در جهان هست که آنها نمیدانند… که دنیای نامریی از دانش بی پایان وجود دارد که آنها هرگز با آن روبهرو نشدهاند.
همانطور که پل توگ در کتاب « کودکان چگونه به موفقیت دست پیدا میکنند» مینویسد: کنجکاوی با شکلگیری اعتماد به نفس و دیگر صفاتی همچون استمرار و مقاومت، کنترل خود، ثبات و پیروی از وجدان ارتباط تنگاتنگی دارد.
مهم:کتاب هیپنوتیزم بالینی

کودکان را با چالشهای جدید روبهرو کنید
به کودکتان نشان دهید که میتواند با تکمیل اهداف کوچک، به یک هدف بزرگ برسد. به کودکان اجازه دهید بدون چرخهای کمکی چند متر دوچرخهسواری کنند و ترتیبی بدهید که بدون ترس از افتادن، یک دور اطراف ساختمان بزند.
پیکهارت میگوید: والدین میتوانند با افزایش مسئولیتهایی که کودک باید انجام دهد، اعتماد به نفس او را تقویت کنند.
هرگز عملکرد کودکان را زیر سوال نبرید
هیچ چیز بیشتر از انتقاد کردن از کار کودکان، آنها را دلسرد و مایوس نمیکند. بازخوردهای مفید و پیشنهاد دادن خوب است اما هرگز به آنها نگویید در کاری یا چیزی بد عمل کردهاند. اگر کودک به این دلیل که نگران است شما را عصبانی یا ناامید کند، از شکست بترسد، هرگز چیزهای جدید را امتحان نمیکند.
پیکهارت میگوید: اغلب اوقات این انتقاد و سرزنش والدین است که عزت نفس و انگیزه کودکان را کاهش میدهد.
با اشتباهات، به منزله آجرهایی برای یادگیری برخورد کنید
یادگیری از اشتباهات، اعتماد به نفس میآورد. اما این، تنها زمانی اتفاق میافتد که شما به عنوان پدر یا مادر، به اشتباهات به چشم فرصتی برای یادگیری و رشد نگاه کنید.
بیش از اندازه از فرزندتان حمایت نکنید. فعلا به آنها اجازه دهید همه چیز را به هم بریزند، بعدا میتوانید کمکشان کنید که متوجه شوند دفعه بعد چگونه روش بهتری برای انجام این کار در پیش بگیرند. اگر کودک شما یاد بگیرد به جای فرار از شکستها، با آنها کنار بیاید، با پیشگامانی همچون تیم کوک، مدیرعامل اپل، ویژگیهای مشترک زیادی دارد. کوک میگوید: اگر شروع به ترسیدن کنید، هرگز چیزهای جدید یا متفاوت را تجربه نخواهد کرد. اگر راهی که در پیش گرفتهاید جواب نداد، دنیا به آخر نرسیده است. روشهای دیگر را امتحان کنید.
درها را به روی تجربیات جدید باز کنید
پیکهارت میگوید: شما به عنوان یک والد مسئولیت دارید دامنه تجربیات زندگی را افزایش دهید تا کودک ضمن تطبیق دادن خود با یک دنیای بزرگتر، اعتماد به نفسش را شکل دهد.
برای این منظور، الزاما نباید کودکان را به سفر پنج روزه خارج از کشور بفرستید؛ راه حل میتواند خیلی ساده باشد؛ مثل امتحان کردن میگو برای اولینبار یا تمرین اسکی.کودکان وقتی با چیزهای جدید روبهرو میشوند یاد میگیرند که در زندگی اصلا مهم نیست چیزها چقدر نادر و متفاوت به نظر میرسند، آنها میتوانند از پسش بربیایند.
تاکید کنید که کسب یک نتیجه بد به خاطر آماده نبودن است نه به خاطر بیاستعداد بودن
کودک شما نمره بدی در دیکته میگیرد. چگونه به آن واکنش نشان میدهد؟
آپتر مینویسد که کودکی با اعتماد به نفس بالا خواهد گفت: « من به اندازه کافی درس نخواندم» یا « خودم را آماده نکردم». کودکی با عزت نفس پایین خودش را با گفتن جملههایی از این دست که در دیکته ضعیف است یا احمق است، سرزنش میکند یا ناامید میشود.
عکسالعمل اول را تشویق کنید. از آنها حمایت کنید تا زمان بیشتری صرف موضوعاتی کنند که در آن عملکرد ضعیفی داشتهاند. به آنها بگویید که اگر بیشتر درس بخوانند، در امتحان بعدی میتوانند بهتر عمل کنند و این که حتی اگر امتحانهای قبلی خوب نبوده دفعه بعد میتوانند یک نمره عالی بگیرند.

